محمد رضا نوشته بود آتیشم تنده و از اندازه ی خودم بزرگتره. یا باید بزرگ شم و داغ بمونم یا سردتر شم تا سریع خاکستر نشم. حرفشو قبول دارم. مطلب اولم حرف دلمه و واقعا بهش ایمان دارم ولی قصد ندارم به این تندی بنویسم چون اولا اگه تصمیم گرفتم این وبلاگ رو بنویسم دلیل اصلیش این بوده که سعی کنم از جو اعتراض صرف خارج شم و واقعا یه کاری بکنم هرچند کوچیک. دوما مدتهاست نتیجه گرفتم که عموم مردم از آرمان گرایی به شدت فاصله دارن و اگر هم از شعارهای آرمان گرایانه استفاده می کنن فقط به خاطر زینت کلامشونه! پس برای اینکه چیزی درست بشه باید ما هم لا اقل تا مدتی آرمان گراییمونو تا جایی که می تونیم نگه داریم برا خودمونو جمعهای کوچیک خودمون. من مطلب خیلی کم ننوشتم تو عمرم. وبلاگ هم قبلا داشتم ولی فقط برا خودم نوشتم. همیشه هم گفتم که با وبلاگ نویسی به این مفهوم که صرفا بیام احساسات شخصیمو یا شعرای قشنگو جملات قصار و ...بذارم توی وبلاگ و انتظار داشته باشم همه بخونن و نظر بدن و لینک بذارن و تعریف و تمجید و ... مشکل دارم و نمی خوام همچین وبلاگی داشته باشم چون نه خودم چیزی بدست میارم نه مخاطبم. من حس می کنم باید برای اونایی بنویسم که حرفی براشون دارم. اونایی که غرق روزمرگی شدنو دارن به وحشتناک ترین مرض آدما یعنی عادت مبتلا می شن و یا شدن. واسه همین دوس دارم کنار حمید و پژمان و محمدرضا و ابوذر و .. .. .. بنویسم برای مردم. نه اینکه برای دورو بریام بنویسم. من چیز جدیدی برای گفتن به دوستای دور و برم ندارم. لا اقل در مورد مطالبی که می خوام اینجا بنویسم ندارم. چون می خوام از ابتدایی ترین مسائل صحبت کنم که مطمئنم برا خیلیا کسل کننده خواهد بود ولی فکر میکنم با اتفاقا و اخباری که هر روز داره به گوشمون می رسه خیلیا کم کم می فهمن که ما باید خیلی خیلی برگردیم عقب و از مسائل ابتدایی با مردم صحبت کنیم. از عقل، از لزوم مطالعه از لزوم انتظار داشتن از مسئولین از اینکه "دانستن حق مردم است." از اینکه همه باید تاریخ رو مطالعه کنن از اینکه ایرادای ما چیا ست که هر بلایی سرمون میاد و هیچ وقت دنبال دلایل اصلی نمی ریم. واسه همینم قصد ندارم حرفای قشنگ قشنگ و مطالب ادبی و عشقولانه و ... بنویسم چون هم خیلیا که خیلی بهتر از من می تونن، می نویسن و هم چیزای خیلی لازم تر هستن که باید بنویسیم و بگیم.
حرفم با دوستای نزدیکم که اهل وبلاگ و فعالیتن اینه: به این فکر کنین که چن وقت بعد موقع انتخابات قراره چه زجری بکشیم و بعدش قراره بشینیم دور هم بگیم که مردم چرا نمی فهمن، حق مردمه، ... بیاین یه کاری کنیم که مردم بفهمن! من خودمم نمی دونم چطوری ولی می خوام باز هم سعی کنم.

